بابا صفرى
143
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
عاشورا را ساعت قتل آنحضرت ميدانستند و لذا دستهها بهم مىخورد و هركسى براى صرف ناهار ميرفت . در بيشتر خانهها ناهار بعنوان احسان آماده بود و شايد به قدر يك وعده غذاى عموم اهالى آنشهر در آن روز در مجموع خانههائى كه احسان ميكردند غذا تهيه ميشد و بدون منت و بلكه با خواهش و تمنا از اشخاص ، آنها را براى صرف ناهار بخانهها دعوت مىكردند . خوابيدن بعد از ظهر عاشورا را در اين شهر كار شايستهاى نميدانند و چنين مىپندارند كه خواب بعد از ظهر آن روز بدبختى ميآورد و اينست كه مردم غالبا بمساجد ميروند يا با خواندن زيارتنامه و غيره روز را بشب ميآورند . شب يازدهم شب شام غريبان خوانده ميشد . اول شب مردم در مساجد جمع ميگشتند و در حالى كه چراغها را خاموش ميكردند عزادارى مينمودند سخنگويان و نوحهخوانان غالبا دربارهء احوال حرمسراى حضرت حسين بن على ( ع ) و عيالات و اطفال آنحضرت در چنين شبى مطالبى ميگفتند . و گاهى هم دستههاى سينهزنى ترتيب ميدادند و براى عزادارى به چند مجلس ميرفتند و نوحههاى مخصوصى ميخواندند بيشتر اين نوحهها با اين عبارت آغاز ميشد : « گلمشوك اى شيعه لر ، شام غريبانه بيز وير مگه باش ساغليقى ، زينب نالانه بيز » « 1 » . خستگى مردم موجب كوتاهى اين مجالس ميگشت و هنوز دو ساعت از شب نگذشته خانوادهها در خواب عميق و شهر در يك سكوت سنگين فرو ميرفت و از اين حيث امروز نيز مثل گذشته است . اردبيليان رسم اختصاصى ديگرى نيز داشتند و آن صبح روز يازدهم محرم بود . كه آن را « سحر مزارى » ميگفتند . اين از رسوم مربوط بمردگان خود آنها است كه فرداى روزيكه مردهاى را دفن كردند صبح زود مجلسى بنام سحر مزارى ترتيب ميدهند و با چاى شيرين و كلوچه و حلوا از واردين پذيرائى مينمايند . از اينرو در چنين روزى براى شهداى كربلا نيز مجلس سحر مزارى تشكيل ميدادند و جزوههاى
--> ( 1 ) - مفهوم آن به فارسى چنين است كه « اى شيعيان ما براى شام غريبان آمدهايم ، براى سر سلامتى گفتن به حضرت زينب نالان آمدهايم » .